ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
197
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
ثلثى از مستدركات و محصولات آنجا به رشيد عايد مىشود به غير رشوت و خدمتى كه روز بروز از عمّال و رعايا مىگيرد بىحصر و عدد . چنانك از نوّاب او مجهولى بىمايه و هنر از جزارت به وزارت افتاده كه پدر و جد او هرگز قدرت و مكنت بهاى غلامى سياه نداشتندى ، اكنون دويست غلام ترك و مغول دارد هريك با يك تومان مال و بيشتر كه به مكتسب مىدهند ، و املاك و اسباب مثل آن ، و بيكتمور غلام او صد نفر غلام ترك دارد . اين همه مال پادشاه است كه او مىربايد ! فرمان نفاذ يافت كه خواجه تاج الدين ، رشيد به حكم ياسا رساند . خواجه تاج الدين از روى مروت و فتوّت و ابوّت و بنوّت بر وى ببخشود و به پادشاه عرض داشت كه مردى پير است و خدمت اين درگاه از زمان ارغون تا غايت وقت كرده ، تا پادشاه خون او به او بخشيد . رشيد چون چاره نديد عرض خود را به اعطاى مال تفادى نمود و تختهء چند جامهاى گوناگون تا به خراسان فرستادند ، و پادشاه فرمود كه وزرا باهم جادهء صلح و صلاح سپرند كه « الصّلح خير » و راه فرزندى ممهّد و مقرّر دارند . بيت در خدمت تخت شاه افريدون فر * سلطان جهان محمد پاك سير بودند وزيران دگر ليك چو عقل * تاج الوزرا آمد از ايشان بر سر و از وقايع اين سال شخصى خروج كرد و دعوى كه پسر صاحب سعيد يحيىام كه از سى و دو سال باز او را در ميدان تبريز شهيد كرده بودند ، خود را خر عزير 184 پنداشت كه بعد از صد سال زنده شد ، و دعوى كرد كه مرا از زندا [ ن ] بگريزانيدند و به جاى من شخصى مجهول را به قتل آوردند و من گريخته پانزده سال به مازندران ، و گوش كرِ مادرزاد من آنجا طبيبى معالجه كرد ، شنوا شد ، و پانزده سال ديگر در ميان عرب ساكن بودم . با آنك به ايام جوانى از عربيت و صرف و نحو و اعراب بهرهء تمام داشت و لهجهء درست و فصاحت و بلاغت ، به مجرد